درباره تقسیم سود شرکت‌ها

منبع اول سایت   http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?12242
تضاد منافع در تقسیم سود شرکت ها
سرمایه، رزا فیروزی:در حالی که در برخی بورس های دنیا، سیاست تقسیم سود شرکت ها به عنوان عاملی برای نقدشوندگی سهام شان بررسی می شود در ایران بسیاری از شرکت ها سیاست تقسیم سود مشخصی ندارند و سهامداران نیز چشم انداز مشخصی از سیاست تقسیم سود شرکت در سال های آتی ندارند و بیشتر شرکت ها تنها به اعلام پیش بینی سود خود در سال آینده اکتفا می کنند.
این در حالی است که زمان تاسیس شرکت ها، ساختار شرکت و اهداف شرکت تا حدودی می تواند سیاست تقسیم سود شرکت ها را مشخص کند. شرکت های جوان تر که توسعه آنها نیازمند طرح های توسعه ای است بهتر است طرح های توسعه ای را به تقسیم سود ترجیح دهند در چنین شرایطی سهامداران از عایدات سرمایه ای شرکت سود خواهند برد اما اتفاقی که این روزها در بورس تهران می افتد این است که شرکت ها، سود تقسیم می کنند اما بلافاصله برای جبران کمبود نقدینگی های خود اقدام به افزایش سرمایه می کنند که این موضوع وقتی به طور پی درپی صورت بگیرد رقیق تر شدن سهم و کاهش قیمت آن را در پی دارد.
این در حالی است که بیشتر سهامداران به دلیل عدم ثبات در تصمیمات اقتصادی کشور عایدات سرمایه ای و سود حاصل از افزایش قمیت سهام (capital gain) را به دریافت سود نقدی ترجیح می دهند.
-
منافع سهامداران حقیقی و حقوقی
محمد اقبال نیا کارشناس بازار سرمایه معتقد است در بورس اوراق بهادار تهران بحث تقسیم سود برای سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی بسیار مهم است و البته بیشتر سهامداران حقوقی برای شناسایی سود در حساب های خود علاقه مند به تقسیم سود هستند در حالی که در خارج از کشور اینگونه نیست.
وی افزود: «برخی از سهامداران عمده باوجود اینکه می دانند شرکت ها برای تامین منابع مالی خود به نقدینگی نیاز دارند، اما باز اصرار به تقسیم سود دارند.»
وی خاطرنشان کرد: «نحوه فعالیت شرکت ها تعیین کننده سیاست تقسیم سود است. شرکت های جوان نیازمند طرح های توسعه ای هستند و به نفع شان است که سودشان را در شرکت نگه دارند و در طرح های توسعه ای مصرف کنند که البته این موضوع به نفع شرکت و سهامدار است چرا که قیمت سهم رشد خواهد کرد.»
به گفته وی برخی شرکت ها به بلوغ فعالیت خود رسیده اند و فرصت چندانی برای رشد ندارند بنابراین بهتر است که سود تقسیم کنند چراکه در غیر این صورت نمی توانند بازدهی خوبی را عاید سهامداران شان کنند.
اقبال نیا تصریح کرد: «در شرایط فعلی بازار به دلیل رویه های حسابداری و ریسک های موجود بسیاری از سهامداران علاقه مند به تقسیم سود نقدی هستند.»
این کارشناس بازار سرمایه ماهیت سرمایه گذاران را مورد توجه قرار داد و گفت: «برخی سهامداران به دنبال سود نقدی شرکت ها هستند و روی آن حساب می کنند در حالی که برخی دیگر از سهامداران حقوقی به طور مثال سهامدار صندوق بازنشستگی تعهد خاصی نداشته و افق زمانی بلندمدت دارند و به دنبال دریافت سود نقدی نیستند.»
وی خاطرنشان کرد: «سرمایه گذاران و نیازهای نقدینگی آنان تعیین کننده است.»
اقبال نیا با بیان اینکه سرمایه گذاران از دو محل منتفع می شوند، گفت: «نخست سود نقدی و دیگری عایدات سرمایه ای است که سهامداران را منتفع می کند اگر شرکت ها سود تقسیم نکنند و سودشان را صرف طرح های توسعه ای کنند سود سال های آتی آنان افزایش می یابد که در نتیجه آن قیمت سهم نیز افزایش می یابد و سهامدار از این جهت منتفع می شود.»
وی با بیان اینکه در کشور شرایط اقتصادی با ثباتی نداریم، گفت: «بالا بودن ریسک و نبود شرایط اقتصادی با ثبات و تغییر تعرفه ها و ... که درآمد شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد باعث شد سرمایه گذاران با افق دید کوتاه مدت اقدام به سرمایه گذاری کنند.»
به گفته وی طرح های توسعه ای که در آینده به بهره برداری می رسد ممکن است در شرایط اقتصادی سال بهره برداری، بازده پیش بینی شده را نداشته باشد و سرمایه گذاران به این موضوع آگاه هستند و ترجیح می دهند سود نقدی خود را بگیرند و خود را درگیر طرح های توسعه نکنند.
-
شرکت ها سه ماهه سود بدهند
اقبال نیا با انتقاد از پیش بینی سود شرکت ها گفت: «در سایر دنیا تقسیم سود سه ماهه است ولی در ایران یک ساله است و رقم هایی که مصوب می شود گاهی خارج از توان شرکت هاست به طوری که شرکت ها بعد از تقسیم سود مجبور به افزایش سرمایه می شوند.»
وی در ادامه گفت: «افزایش سرمایه پی در پی باعث رقیق شدن سهم و کاهش قیمت هر سهم می شود و عایدات سرمایه ای را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.» این کارشناس بازار سرمایه گفت: «پروسه اداری افزایش سرمایه، پروسه طولانی و زمانبری است در حالی که اگر شرکت ها سود انباشته کنند و صرف طرح های توسعه ای کنند نیازی به افزایش سرمایه ندارند.»وی خاطرنشان کرد: «در حال حاضر سهامداران حقوقی گاهی اصرار به تقسیم سود دارند و سودی را مصوب کردند که حتی خود نتوانستند از شرکت های زیرمجموعه شان بگیرند، این به دلیل مشکلاتی است که در حال حاضر در رویه های حسابرسی ما وجود دارد.به گفته وی توصیه سازمان بورس به این شرکت ها این است که اگر به پول نیاز دارند چرا سود تقسیم می کنند که بعداً مجبور به افزایش سرمایه شوند.
محسن قاسمی سرپرست امور ناشران شرکت بورس معتقد است: شرکت ها باید سیاستی داشته باشند که در دوره های سه تا پنج ساله روند تقسیم سودشان را مشخص کنند. در این حال تکلیف سهامدار مشخص است.
وی با بیان اینکه در دنیا شرکت ها به دسته های مختلف تقسیم می شوند، گفت: «برخی به شرکت های بچه ها معروف هستند، این قبیل شرکت ها سرمایه گذاری بلندمدت را می طلبد و اینگونه معروف شده است که سرمایه گذاران برای بچه های خود اقدام به سرمایه گذاری کنند تا در آینده بهره برداری کنند.
وی در ادامه گفت: «برخی شرکت ها بازنشسته هستند و اینگونه شرکت ها طرح هایی برای آینده ندارند.»قاسمی تصریح کرد:
«متاسفانه تقسیم سود در ایران تفکیک شده نیست و در حال حاضر به معنای واقعی کلمه سیاست مدونی برای تقسیم سود شرکت ها وجود ندارد.»
وی با بیان اینکه تا چهار سال گذشته شرکت ها برای تقسیم سودشان سیاستی را اعلام نمی کردند، گفت: «از چهارسال گذشته تاکنون شرکت ها ملزم شدند همزمان با پیش بینی EPS رقم سود تقسیمی خود را نیز اعلام کنند که البته با مقاومت شرکت ها مواجه شد.»
به گفته وی در آیین نامه انضباطی نیز بندی وجود دارد که می افزاید شرکت ها سیاست تقسیم سود خود را اعلام کنند.
قاسمی تصریح کرد: «شرکت ها بیشتر به صورت اخلاقی به آنچه می گفتند متعهد می شوند ولی در حال حاضر سه سالی است که پیش بینی درآمد سهم شرکت ها را حسابرس تایید می کند.»
وی در خصوص گرایش سهامداران به دریافت سود نقدی یا عایدات سرمایه ای گفت: «شرکت هایی که سهامدار عمده دارند، سهامدار عمده آ ن متکی بر درآمد تقسیم سود است و شرکت ها را مجبور به تقسیم سود می کند.»
به گفته وی سرمایه گذاران جزء نیز گرایش های مختلفی دارند برخی روی تقسیم سود حساب باز می کنند و برخی فقط به دنبال بازدهی ناشی از نوسانات قیمت سهم هستند
ادامه نوشته

اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی

بسمه‌تعالي‌

اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی

آیین رفتار حرفه ای

کمیته فنی سازمان حسابرسی
پيشگفتار

رشد روزافزون‌ جوامع‌ بشري‌ و پيچيده‌تر شدن‌ روابط‌ و مناسبات‌ اجتماعي‌، نيازهاي‌ نويني‌ را مي‌آفريند. پيدايش‌ حرفه‌هاي‌ گوناگون‌، زاييده‌ تلاش‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ نيازهاست‌ كه‌ باگذشت‌ زمان‌ و تغيير شرايط‌، شكل‌ مي‌گيرند و بتدريج‌ سير تحول‌ و تكامل‌ را مي‌پيمايد. هم‌به‌دليل‌ ضرورت‌ تقسيم‌كار و هم‌تخصصي‌ شدن‌ امور، اين‌ حرفه‌ها زود به‌ زود منسجمتر مي‌شود و نقش‌ خود را در بهبود رفاه‌ عمومي‌ جوامع‌ ايفا مي‌كند. تداوم‌ حيات‌ هر حرفه‌ و اشتغال‌ اعضاي‌ آن‌ منوط‌ به‌ نوع‌ خدماتي‌ است‌ كه‌ ارائه‌ مي‌كند و اعتبار و اعتمادي‌ است‌ كه‌ درنتيجه‌ ارائه‌ اين‌ خدمات‌ بدست‌ مي‌آورد؛ و اين‌ اعتبار و اعتماد، سرمايه‌ اصلي‌ هر حرفه‌ است‌ كه‌ حفظ‌ آن‌ از اهميتي‌ والا برخوردار است‌. اين‌ امر ايجاب‌ مي‌كند كه‌ وظيفه‌ و هدف‌ اصلي‌ هرحرفه‌ و اعضاي‌ آن‌ خدمت‌ به‌ جامعه‌ باشد و منافع‌ شخصي‌ تنها در چارچوب‌ ارائه‌ اين‌ خدمات‌ تفسير و دنبال‌ شود.

متن در ادامه مطلب

ادامه نوشته